بسم الله الرحمن الرحيم
بیست و ششم رجب مصادف با رحلت يكي از بزرگترين عوامل رشد و تعالي اسلام،
در تاريك ترين دوران پيامبر اسلام است.
ابوطالب، پشتیبان دورانسخت پیامبر
حضرت ابوطالب، متكفل نبي اكرم صلی الله علیه وآله است و اين تكفل تنها به دوران كودكي معطوف نشد؛ بلكه بعد از بعثت نبي اكرم - صلوات الله وسلامه علیه وآله- هنگامي كه حضرتش در بدترين شرایط مورد تاخت و تاز مشركين مكه قرار گرفتند، اين تكفل و پشتيباني همچنان ادامه داشت. اگر ما زحمات و رنجهايي كه ابوطالب در حفاظت و پشتيباني از رسول اكرم - صلوات الله وسلامه علیه وآله- در مكه به عهده داشت را فراموش كنيم و يا مورد توجه لازم قرار ندهيم؛ نه تنها جفاي بزرگي نسبت به حضرت ابوطالب، بلكه نسبت به اسلام و خود پيامبر- صلوات الله وسلامه علیه وآله- كرده ايم.
شخصيت حضرت ابوطالب در مكه به عنوان كسي كه فرزند بزرگ و وارث عبدالمطلب بود، شخصيت ممتازي بود، به گونهاي كه مشركين مكه و حتی كساني مانند برادران ابوطالب، یعنی ابوجهل و ابولهب، از اين كه با ابوطالب رودر رو شوند، ملاحظه داشتند. و حضرت ابوطالب در هيچ شرايطي پشتيباني خود را از آن حضرت دريغ نكرد، وقتي كه مشركين تصميم گرفتند براي جلوگيري از دعوت اسلام و انتشار آن، و در فشار گذاشتن پيامبر اكرم- صلوات الله وسلامه علیه وآله- ، آل عبدالله، ابوطالب و هاشمين را به شعب ابوطالب تبعيد كنند؛ حضرت ابوطالب در راس اين افراد در تعبيدگاه قرار گرفت و حتي وفات حضرتش هم در فاصله كوتاه بعد از شعب ابوطالب واقع شد. رسول خدا - صلوات الله وسلامه علیه وآله- در فاصله يك سال هم حضرت ابوطالب و هم حضرت خديجه كبري به ديار باقي رفتند و پيغمبر را تنها گذاشتند.
وفات ابوطالب و هجرت پیامبر
عظمت پشتيباني حضرت ابوطالب در اين است كه پيامبر اکرم بعد از وفات ابوطالب امكان باقی ماندن در مكه نداشتند؛ و لذا بعد از وفات حضرت ابوطالب تصميم به مهاجرت به مدينه گرفته شد، چرا که با مرگ ابوطالب جهاتي كه براي حمايت از پيغمبر لازم بود، از دست رفت. حتی حضرت ابوطالب در مهاجرت جماعتي از مسلمانان به حبشه، جعفر فرزند خود را همراه آنان به حبشه فرستاد؛ و همانطور که میدانید، جعفر فرزند برومند ابوطالب، سخنگوي جمعيت مهاجران به حبشه بود و سخنرانی و نطق او در حضور نجاشی پادشاه حبشه باعث شد، نجاشي تقاضاي مشركين مكه برای استرداد مسلمانان را قبول نكند.
از آغاز بعثت دعوت پيغمبر- صلوات الله وسلامه علیه وآله- به صورتي بود كه جوانها را به خود جلب كرد، بسياري از جوانان مكه دعوت پيغمبر را پذيرفتند و همين امر باعث شد كه در خانواده ها بين مسنترها و جوانها اختلاف افتاد. سخن اسلام و دعوت پيغمبر در داخل تمام خانواده ها بود، بزرگان مشرکين از قبيل ابوسفيان، ابوجهل و ابولهب در حقيقت رياست و موقعيت خود را در خطر ميديند، چون معيار ارزش در اسلام و در دعوت پيغمبر غير از معياري بود كه بر اساس آن بر مردم حكومت ميكردند. معيار در دعوت پيغمبر تقوي و فضيلت و اخلاق بود، براي همين جهت دشمني آنها دشمني اساسي و ريشه اي بود و حمايت ابوطالب در آن روزگار از پيغمبر نقش اساسي در حفظ و حراست از دعوت آن حضرت داشت. بعد از ابوطالب حتي در شب هجرت، توطئه قتل پيغمبر چيده شد. تمام اين حركات زماني بود كه ابوطالب در قيد حيات نبود و ما ميبينيم همان حمایتي كه ابوطالب در بعثت پيغمبر - صلوات الله وسلامه علیه وآله- داشتند به وسيله فرزند برومندشان اميرالمومنين علي بن ابيطالب-علیه السلام- ادامه یافت و تا آخر عمر پيغمبر همراه آن حضرت بود، يعني با حضور علي بن ابي طالب، ابوطالب هميشه در كنار پيغمبر حضور داشت.
ایمان ابوطالب به آیین حنیف
آنچه كه امروز در بعضي از نوشتهها و زبانها گفته ميشود و ريشه از ابن تيميه و مكتب او ميگيرد و تمام این سخنان بر اساس نقد و دشمني با اهل بيت بنا شده است، به این كه ايمان ابوطالب را زير سوال ميبرند، متاسفانه این سخنان از خطاهايي است كه و افرادی مرتكب ميشوند كه ابوسفيان را مسلمان ميدانند و آل ابوسفيان را بر مصدر خلافت مسلمين مينشانند و از آنها تقليد ميكنند؛ فقط با هدف اينكه تخفيفي در مقام و منزلت اميرالمومنين علي بن ابي طالب داشته باشند، نسبت به ابوطالب اين سخن را مطرح میکنند، همچنین براي اينكه نقص سابقه شرك را از پدران بعضي بزدايند به اين سخن كه ابوطالب مشرك بوده است، متوسل ميشوند. و متاسفانه حتي به عبدالمطلب و عبدالله پدر پيغمبر هم نسبت شرک میدهند. هدف آنها از این سخنان جز اين نيست كه پيغمبر، علي و ... را در رديف ديگران قرار بدهند؛ در حالي كه در مكه و در غير از قريش آيين حنيف - كه آيين حضرت ابراهيم بوده است – ريشهدار بوده است از زمان حضرت ابراهيم، اجداد و پدران پيغمبر اکرم- صلوات الله وسلامه علیه وآله- بر همين آيين بودهاند، چون دعوت حضرت موسي و حضرت عيسي فقط براي بني اسرائيل بود، اما افرادی که غير از بنياسرائيل بودند، اينها تابع دعوت حضرت ابراهيم بودند و آيين حنيف داشتنند؛ لذا حفاظت از خانه ابراهیم و بنائی که او بنا کرده بود یعنی خانه كعبه و مقام ابراهيم، بر عهده قريش بود. و بسياري از بزرگان قريش در طول تاريخ قبل از پيغمبر بر همين آيين بودند و ابوطالب نیز تا قبل از بعثت پيغمبر بر همين آيين بوده و لذا يكتا پرست بوده است.
ظلم به امیرالمومنین در راستای ظلم به ابوطالب
اين جفايي كه بر حضرت ابوطالب ميشود همان جفايي است كه در حق علي بن ابي طالب – علیه السلام- در طول قرون و اعصار صورت گرفته است و از همان منشايي سرچشمه ميگيرد كه موجب شد كه نام علي جرم شناخته شود و در منابر به مدت شصت سال مورد لعنت و نكوهش قرار گيرد، و اين قصه فقط در مورد حضرت ابوطالب نيست، حتي حامي ديگر پيغمبر، یعنی خديجه كبري - سلام الله علیها- از اين آسيب مصون نمانده، چون او مادر فاطمه زهرا- سلام الله علیها- است. در كلمات بسياري از افراد نامي اهل سنت، هيچگاه از خديجه به عنوان امالمومنين از او تجلیل نميشود؛ عنوان امالمومنين فقط خاص كساني از زنان پيغمبر است كه از نظر آنها با اهل بيت دشمني داشتهاند، حتي ام سلمه هم كمتر مورد توجه قرار ميگيرد، در حالي كه- بنا بر آنچه که در كتب اهل سنت آمده است- خود پيغمبر شاني كه براي خديجه قائل بودند، هیچگاه براي هيچ يك از همسران خود قائل نشدند.
غرض اين است كه ابوطالب شخصيتي است كه حمايتش از پيغمبر، اسلام و دعوت آن حضرت به اسلام قابل فراموش شدن نيست؛ اما بار مظلوميت علي بن ابي طالب حتي بر دوش پدر و مادر، و تبار او هميشه سنگيني كرده است، همچنان كه بر دوش فرزندانش سنگینی میکند. تعبيري كه فخر رازي در تفسير سوره كوثر بعد از آن كه قول به اين كه مراد از كوثر، اولاد پيغمبر باشد، تصريح ميكند با وجود آن همه كشتاري كه بني اميه از علي بن ابي طالب و فرزندان ایشان به عمل آوردند، اما امروز آل پيغمبر همه از نسل علي بن ابي طالب هستند و تمام شرق و غرب عالم را فرا گرفتهاند؛ البته فخر رازي نمیگوید اين ظلم تنها از بني اميه نبود، بلكه بني عباس بر آنها برتری جستند و مقدم شدند؛ و همچنین همه كساني كه در راه آنها حركت و بر اساس فكر آنها مشيي ميكنند، تا به امروز هنوز هم نام علي و پيروي از علي، جرم تلقي ميشود؛ بنابراين عجيب نيست كه ابوطالب به اين جرم محكوم شود و از او به عنوان كسي كه كافر از دنيا رفته است، ياد شود اما ابوسفيان ها و فرزندانشان در تارك خلافت اسلامي تكيه بزنند و منشا تفكر براي جامعه اسلامي باشند.
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته